عناصر چه در هنر معماري و چه در ساير هنرها کمتر به صورت مجرد مورد استفاده بوده و همواره براي تعريف خود نيازمند داشتن تمايزي نسبت به زمينه و رابطه با ساير عناصر هستند. لذا چه در آناليز يک ترکيب و چه در ايجاد آن بايد موضوعاتي را همواره در نظر داشت. مهمترين مسئله‌اي که در ابتدا مطرح است خود عنصر يا عناصر و يا به اصطلاح نقش آن است. مورد دوم رابطه عنصر با زمينه و سوم رابطه عناصر با يکديگر است.

عنصر و يا نقش مي‌تواند به صورت دو بعدي يا سه بعدي در زمينه با حالت و اشکال متفاوت مطرح شود. لذا قبل از هرگونه بررسي بايد به مشخصه‌هاي هر عنصر پرداخت: اندازه، شکل، بافت، رنگ، جنس از مشخصات اصلي هر عنصر است. منظور از اندازه، تناسبات اجزاي يک عنصر نسبت به هم، تناسب و گاه اندازه آن با توجه به مخاطب است (مقياس انساني). شکل نيز از مشخصه‌هاي اصلي يک فرم و به لبه فرم و حدود تمايز يک فرم از زمينه گويند که براي ما شناخته شده است كه گاه با فرم اشتباه گرفته مي‌شود. (لازم به ذکر است که فرم در معماري داراي جنبه‌هاي مختلفي نظير کارکرد و معنا نيز است. بار معنايي و ارزشي يک عنصر نيز در ترکيب‌بندي تاثيرگذار خواهد بود.)

در مورد بررسي روابط عنصر با زمينه ابتدا توجه به زمينه و مشخصات کلي آن ضروري است، چرا که هماهنگي يا مشابه بودن و يا متفاوت بودن مشخصه‌هاي عنصر با مشخصات زمينه در ميزان تمايز يک عنصر تاثيرگذار است. همچنين نوع رابطه يک عنصر با زمينه، ميزان تعامل و درگيري با آن، سطح تماس، بعد، نوع و حالت قرارگيري آن نيز بايد مورد بررسي قرار گيرند. لذا مواردي نظير موقعيت قرارگيري يک عنصر، حالت قرارگيري آن، اندازه و تناسبات آن نسبت به زمينه موارد اصلي مورد دقت در رابطه عنصر با زمينه هستند.

در صورتي که در يک زمينه، تعداد عناصر افزايش يابد، جداي از موارد فوق رابطه عناصر با يکديگر نيز نقش به‌سزايي در ايجاد آن ترکيب دارد، تعداد عناصر در يک ترکيب، تکرار يک عنصر در يک ترکيب، ميزان تشابه يا تفاوت آن‌ها نسبت به يکديگر، داشتن تمايزات و يا تغييراتي در برخي از مشخصه‌ها نظير فاصله، اندازه، موقعيت، راستاها و … در کيفيت ترکيب اثرگذار خواهد بود.

هم به لحاظ کمي و هم کيفي در ترکيب بايد ميزان، تعداد، درجه و شدت حضور يک عنصر را نيز مدنظر قرار داد.

عناصر در يک ترکيب اگر در يک مؤلفه شباهت داشته باشند بسته به آن موارد قابل دسته‌بندي خواهند بود و در ارتباط با يکديگر قرار خواهند گرفت که در اين ميان در فاصله معيني نسبت به هم قرار مي‌گيرند (پراکندگي يا تمرکز و يا تجمع عناصر)، عناصر نسبت به هم يا نسبت به زمينه ممکن است داراي تفاوت (فرق جزئي)، اختلاف (فرق اساسي)، يا در تضاد و در تقابل با آن باشند و يا تناقضي در اين رابطه کشف گردد که در تصميم‌گيري راجع به ترکيب بايد همه اين موارد را مدنظر قرار داشت.

نکته ديگر اين است که رابطه بين عناصر با هم و يا با زمينه مي‌تواند تنها بصري نبوده بلکه موضوعي و معنايي باشد و يک هدف خاص يا محتوا و موضوع خاصي عناصر را به هم مرتبط سازد.

ترکيب‌بندي داراي انواع مختلفي به لحاظ موضوعي، شکلي و کيفي ناشي از نحوه ترکيب عناصر خواهد بود، ترکيب‌بندي مي‌تواند دو بعدي يا سه بعدي باشد، حاصل از اشکال هندسي يا غيرهندسي باشد، داراي تنوع و پيچيدگي زياد بوده و يا به سادگي قابل ادراک باشد، داراي قاعده، قانون و ساختار روشن و مشخصي بوده و يا آشفته باشد.

هر ترکيب مي‌تواند داراي تعادل بوده يا منظور و هدف ديگري را دنبال کند. سازمان‌يافته يا شکل‌يافته، منظم و يا نامنظم باشد. در مجموع يک ترکيب واحد به نحوي حاصل مي‌شود که پيوند و رابطه عناصر در آن به صورتي باشد که عناصر قابل جابجايي يا تعويض نباشند و نقش تعيين‌کننده‌اي در ترکيب داشته باشند.

در صورتي که يک ترکيب داراي اجزاي زيادي باشد و يا اصول نظم دهنده متعددي داشته باشد، ترکيب پيچيده بوده و در صورتي که ادراک آن به سهولت صورت گيرد، آن ترکيب را ساده گوييم.

ترکيب‌بندي و ايجاد تعادل به طور ويژه از آموزه‌هاي موندريان و مدرسه باوهاوس است. (توجه به سطح تابلو در هنر نقاشي نئوپلاسيتيزم و از بين‌بردن حجم توسط موندريان)، او آثاري را خلق کرد که نمايشگر ترکيب‌بندي خطوط و رنگ‌هاست.

ترکيب‌بندي خطوط و اشکال در آثار رايت نشان‌دهنده نقش، هندسه و نظام خطوط در آثار اين معمار است. پنجره بيش از اينکه واسطه‌ي در پيوند با بيرون باشد، توجه را به خود جلب مي‌کند.

فرانک لويد رايت در ترکيب‌بندي‌هايي که آفريده است از هندسه و نظام خطوط راست، مايل و منحني استفاده کرده است و گاه ترکيب‌بندي‌هايي را با اشکال متفاوت اما با سازمان مشابه ايجاد کرده است (مترادف‌هاي توپولوژيکي).

در آثار مه‌ير عناصر در ترکيب با يک رنگ واحد و به صورت واحد در فضا نقش مي‌يابند.

ذکر است که ترکيب‌بندي در آثار معماري فقط محدود به پلان‌ها نبوده و در کليت فضا مشهود است. همچنين در نماها و عناصر و حتي در فضاي باز و گاه به صورت نقش در جهت آرايش عناصر داخلي و خارجي کاربرد مي‌يابد.

ترکيب‌بندي در مقياس‌هاي مختلف در معماري و شهر نيز مي‌تواند مورد بررسي قرار گيرد که در نظام‌هاي کلان بيشتر به صورت ارگانيک و کلي قابل بررسي است.

در اثر معروف زاها حديد (Phæno Science Center) اين پنجره‌هاي ساختمان است که ترکيب‌بندي نما را شکل بخشيده‌اند.

برگرفته از كتاب آفرينش فرم، جعفر اعرابي